خرید بک لینک

خسته ام از زمونه.از روز مرگی ها.از انسان های حیوان صفت.از دروغ هایی که بهش میگن حقیقت.از کسایی که بمن نزدیک شدن و کم کم روح درونم رو خوردن.اعتمادی برام نمونده کمتر کسی منو شناخت.کمتر کسی وفا کرد.دیگه امیدی نیست.پس من شدم...............دپرس

در ضمن نظر تک تکتون واسم مهمه.پس اگه مطلبی رو نخوندین در موردش نظر ندین چون دارم در مورد زندگیم مینویسم

****************

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست
ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشایی ست

در این دنیا که حتی ابر نمیگرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم

رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند

شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند

برچسب: نویسنده: آراد فراهانی تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 6:32

صفحه بندی